دی ۱۶م, ۱۳۸۸

بارها شده هنگامی که وارد سایتی میشید و به صفحهای میرید که ارتفاع ِ اون صفحه از سایدبار کمتره، (هنگامی که قسمت مطالب، از سایدبار جدا باشه) سایدبار به آخر صفحه میچسبه و حالته نچسبی رو پیدا میکنه. درصورتی که وبلاگ ِ شما هم تم و ظاهری داره که همچنین حالتی گاهی براتون ایجاد میشه، کافیه از دستور زیر برای قسمت ِ مطالب استفاده کنید:
min-height: 600px;
از طرفی، بارها هم شده که باتوجه به تمی که دارید، عرض عکسها را تنظیم میکنید و هنگامی که تمتون رو عوض میکنید، عکسها از ستون مطالبتون بیرون میزنن. کافیه به بلاکهایی که img رو درونشون دارن، این رو اضافه کنید: (یا اینکه خودتون یه بلاکه جداگانه براش بنویسید)
max-width: 90%;
فعلاً همین.
آرمان | طراحی وب | بدون نظر | #
دی ۲م, ۱۳۸۸
کوکولی کو؟ کوکولی کو؟ کوکولی کو؟ کوکولی کو؟ کوکولی کو؟ کوکولی کو؟ کوکولی کو؟ کوکولی کو؟ کوکولی کو؟ کوکولی کو؟ کوکولی کو؟ کوکولی کو؟
غلط کردم. {+}
دانلود کوکولی کو؟ (لیریکش رو هم گذاشتم، اگه آیپاد داشته باشید نشون میدتش)
آرمان | رپ, زدبازی | ۶ نظر | #
دی ۱م, ۱۳۸۸
همینطوری داشتم فک میکردم که چه مشکلی تو کارمه که بدون ِ هیچ هدفی میام تو اینترنت. کامپیوتر رو روشن میکنم، آیتیونز، فرندفید وُ آیدنتیکا و توییتر رو باز میکنم و شروع میکنم به وقت گذروندن. داشتم فک میکردم که چرا از آدمی که با برنامهی خاصی میاد تو اینترنت، تبدیل شدم به اینی که الان هستم؟
نه آیتی مینویسم، نه وبلاگ ِ عادی و شخصی مینویسم، نه هیچی. خیلی اگه بخوام بهخودم فشار وارد بکنم xampp رو استارت میکنم و یه سر و شکل ِ جدیدی واسه اینجا میسازم. خلاصه اینکه یهچیزی غلطه، یهچیزی سر جاش نیست، یهچیزی که قبلن سر جاش بوده.
بعد ِ همه این حرفا سوالی که برام پیش میاد اینهکه چرا من؟ چرا همیشه یه مشکلی واسه من هس؟
پ.ن: باید اینو مینوشتمش.
آرمان | شخصی | یک نظر | #
آذر ۲۹م, ۱۳۸۸
ای استاد جاکشی که شعورت از مسائل ِ اجتماعی اینهمه کمه که اومدی فردای ِ شب ِ یلدا امتحان گذاشتی،
قصدم فقط این بود که بت بگم جاکشی، همین.
آرمان | خود درگیری, شخصی | یک نظر | #
آذر ۲۷م, ۱۳۸۸

یک) بیحس
خرابتم خودتم خوب میدونی/ تو شرایط بدم ما با هم خوب میمونیم/ هر جا برم تو هستی پیشم/ وقتی عادیم یا تو مستی گیجم/ تو رو نمیگم منظورم موزیکه/چون از روزیکه رفتم توش دیگه مغزم گوزیده/ دوس دارم از بس/ کاملن عقلمو دادم از دَس/ پس هر کس،داد با من دس/ فهمید مهراد عجب آدم کسخلی هس/ سعی نکن پس/ ادا منو درآری/ نه زاخار تو مثه من علاقشو نداری
دو) تابستون کوتاهه
دوباره کنار آب زیر ستاره هاییم/ خوشحال از اینکه تو بهترین سه ماه ِ سالیم/ تنها مشکل اینهکه تحت ِ فشار خوابیم/ همهچی عالیه ولی اگه بذاره پاییز/ چرا میره جلو عقربههی/ متنفرم از ته ِ دل من از اول ِ مهر/ میخوام مست شم بکنم خدا رو نگاه/ انقد بکشم تا بدم شُشا رو به گـا {چون من هیدنم ایده میدم میخونم} پس شب بمون پیشمو تنها نشو چونکه میدونم دوس داری این اخلاقمو/ منوتو توی ِ تخت، روی هم روی بنگ/ عود وُ شمع با نور کم/ فردا رو بیخیال تا هست امروز/ منو تو وُ دوست ِ خوبمون گریگوس
آیا ایمان نمیآورید؟
آرمان | زدبازی | بدون نظر | #
آذر ۲۲م, ۱۳۸۸

یه برگهای هم تو این وبلاگ بود از هف هش ماه پیش تقریبن که ازون جایی که به گروه «زدبازی» علاقه خاصی دارم آهنگاشون رو اونجا با لینک ِشون گذاشته بودم.حالا اگه اون بالا سمت ِ چپ ِ هدر رو یه نگاه بندازین میبینین که جای لینک ِ اون صفحه، یه صفحهی دیگه اومده به اسم «موزیک».
باتوجه به آخرین آهنگ ِ زدبازی، «ایرونی LA»، از اون جایی که به «زنده موندن» ِ گروهی که قبلنا اسمش زدبازی بود امیدی ندارم اینکارو کردم و از این به بعد،هر از گاهی چهار تا آهنگ ِ درست پیدا کنم که بیارزه آدم گوششون کنه، میذارم تو اون صفحه.
پ.ن: برای مهراد هیدن، سامان ویلسون و سهراب Mj نهایت ِ احترام رو قائلم.
آرمان | رپ, زدبازی | بدون نظر | #