back to home

۱۰

۳۱٫۰۳٫۸۹

شاید به نظر خیلیا تم وبلاگ نسبت به مطالب وبلاگ اهمیت کمتری داشته باشه، ولی در اصل مطالبی که آدم توی وبلاگش مینویسه ۹۰ درصد مواقع خودشون یا حس ِ نوشتن‌شون از طریق تم وبلاگ به آدم منتقل میشه.

خلاصه اینکه دست ِ کم نگیرید تم وبلاگ‌تون رو. شاید یکی از دلایلی که من وبلاگ‌نویس خوبی نیستم این باشه که هیچوقت تم ِ مورد علاقه‌م رو نذاشتم سر وبلاگم.

۹ – ما

۱۶٫۰۳٫۸۹

«ما»

این دو حرف ِ لعنتی برخلاف ِ ظاهرشون از بزرگترین مفهومای زندگی ِ آدم‌ن.

۴

۱۸٫۰۲٫۸۹

به‌طرز غیرقابل ِ انکاری زندگی هر روزش بدتر از روز قبل‌شه.

۳

۱۴٫۰۲٫۸۹

لذت خاصی داره که وقتی یه نفر خیلی زور میزنه که یه صفتی رو بت نسبت بده تو داد بزنی وُ بگی «آره، هستم!» و این یعنی خفه‌شو وُ کاری به کار من نداشته باش.

آدمی که هستم

۱۵٫۱۱٫۸۸

آدمی‌م که زود عصبانی میشم، زود فحش میدم، زود ناراحت میشم، زود زَده میشم، زود احساساتی میشم، زود افکاری که دارم از ذهن‌م میپرن و افکار دیگه جایگزین‌شون میشن و…

اینه آدمی که هستم، گه.

{بدون عنوان}

۰۱٫۱۰٫۸۸

همینطوری داشتم فک میکردم که چه مشکلی تو کارمه که بدون ِ هیچ هدفی میام تو اینترنت. کامپیوتر رو روشن میکنم، آیتیونز، فرندفید وُ آیدنتی‌کا و توییتر رو باز میکنم و شروع میکنم به وقت گذروندن. داشتم فک میکردم که چرا از آدمی که با برنامه‌ی خاصی میاد تو اینترنت، تبدیل شدم به اینی که الان هستم؟

نه آی‌تی مینویسم، نه وبلاگ ِ عادی و شخصی مینویسم، نه هیچی. خیلی اگه بخوام به‌خودم فشار وارد بکنم xampp رو استارت میکنم و یه سر و شکل ِ جدیدی واسه اینجا میسازم. خلاصه اینکه یه‌چیزی غلطه، یه‌چیزی سر جاش نیست، یه‌چیزی که قبلن سر جاش بوده.

بعد ِ همه این حرفا سوالی که برام پیش میاد اینه‌که چرا من؟ چرا همیشه یه مشکلی واسه من هس؟

پ.ن: باید اینو مینوشتم‌ش.

۲۹٫۰۹٫۸۸

ای استاد جاکشی که شعورت از مسائل ِ اجتماعی اینهمه کمه که اومدی فردای ِ شب ِ یلدا امتحان گذاشتی،

قصدم فقط این بود که بت بگم جاکشی، همین.

اعتقاد

۰۸٫۰۷٫۸۸

به اعتقاد داشتن،

اعتقادی ندارم.

خود ِ خودم

۳۰٫۰۶٫۸۸

برای اولین بار تو عمرم،از خودم خوشم اومد.

تنها و تنها به یه دلیل،اونم اینکه،

هیچی برای از دس دادن ندارم،

و این،خیلی خوبه.