دسته: خود درگیری

۱۲

اینایی که از وبلاگ به عنوان ِ اینکه الان کجان و فردا کجان و حال معده‌شون خوبه وُ اینا استفاده میکنن.. نظر خاصی ندارم درباره‌شون.

ای استاد جاکشی که شعورت از مسائل ِ اجتماعی اینهمه کمه که اومدی فردای ِ شب ِ یلدا امتحان گذاشتی،

قصدم فقط این بود که بت بگم جاکشی، همین.

شور درآوردگی

بعد یه چیزی هست به اسم ِ شورشو در آوردن؛یعنی چی؟

یعنی همین که شما ۲۴ ساعته هر روز ُ ۷ روز ِ هفته رو بیزی هستی.

خب نیا مسنجر اگه اینهمه احساس چیزشدگی میکنی.

اَپل

با دیدن ِ قسمت ِ مک ِ اَپل.کام تنها لغتی که هر چند دیقه از دهنش خارج میشد این بود:

اووووووووووفففففففففففففففف.

چیزی که بعد از حدود دو سال که هر روز یه تم عوض میکردم فهمیدم که،

خواننده‌ها تم به تخم‌شون هم نیس،

و ازون روز به بعد آروم شدم.

اسم وبلاگ

وقتی اونقد خز شدی که تو اسم وبلاگ‌ت «روزنوشته‌های …» یا چرت و پرتای دیگه اومد،باید بدونی که ریدی..همین.

خدا رو تصور میکنم وقتی ما رو فرستاده ایران و بعد نشسته کلی با فرشته ها خندیده به ریشمون..

اعتقاد

به اعتقاد داشتن،
اعتقاد ندارم.

اعتقاد

به اعتقاد داشتن اعتقاد ندارم…