گذروندن ِ زندگی مثه نوشیدن ِ یه قهوهی تلخه، باید از تلخیش لذت ببری، باید عادت کنی. تنها راهش همینه.
بایگانی نویسنده: آرمان
۱۲
اینایی که از وبلاگ به عنوان ِ اینکه الان کجان و فردا کجان و حال معدهشون خوبه وُ اینا استفاده میکنن.. نظر خاصی ندارم دربارهشون.
۱۱
گاهی وقتا آدم یه چیزایی رو از یاد خودش میبره. با کلی زحمت همهشون رو از یاد میبری، بهشون فکر هم نمیکنی. یه روز با یه جرقهی ساده همهی اون چیزایی که سعی کردی از خودت قایمشون کنی میان جلوی چشت. همهچی، تمام و کمال. آدم تو اون لحظه حس وحشتناکی داره. نمیتونم حسش رو [...]
۱۰
شاید به نظر خیلیا تم وبلاگ نسبت به مطالب وبلاگ اهمیت کمتری داشته باشه، ولی در اصل مطالبی که آدم توی وبلاگش مینویسه ۹۰ درصد مواقع خودشون یا حس ِ نوشتنشون از طریق تم وبلاگ به آدم منتقل میشه. خلاصه اینکه دست ِ کم نگیرید تم وبلاگتون رو. شاید یکی از دلایلی که من وبلاگنویس خوبی نیستم [...]
۹ – ما
«ما» این دو حرف ِ لعنتی برخلاف ِ ظاهرشون از بزرگترین مفهومای زندگی ِ آدمن.
۸ – زدبازی
نمیدونم حسم رو دقیقن چظوری باید دربارهی آهنگ ِ آخر زدبازی بیان کنم. ولی میتونم حداقل اینو بگم که حسی که توش داره نابودکنندهس.
۷
خوبیای که زندگیه یه جوونه ایرانی داره اینه که میتونه داخل ِ دو حرفه ساده خلاصهشه: گ + ا
۶
لحظه لحظهی زندگیم آرزو میکنم که کاش ازون آدمای -به فکر خودم- ضعیفی بودم که با یه «خدا بزرگه، نگران نباش» از نگرانیم دست میکشیدم.