با حساب نکردن خیلی از دسته های وبلاگ نویسی،فقط دو دسته میمونه که یکیشون روزنوشته و دیگری هم آی تی نویسی.همیشه فک میکردم که آی تی نویسی خیلی دردسر داره و باید ترجمه کنی و سخته و از این جور حرفا.در رابطه با روزنوشت هم طرز تفکرم این شکلی بود که کاری نداره که،چار تا شکلک میزنی و مملکتو میخندونیُ وسلام.
بعد از سه سال وب نویسی طرز فک کردنم کاملاً عوض شده و خیلی چیزا برام روشن شدن.برام روشن شده که روزنوشت اون چیزی نیس که فک میکردم.روزنویسی فوق العاده کار سختیه و اصلاً کاری نیس که هر کسی بتونه از پس اون بر بیاد.به نظرم من یکی از اون افرادم که (به زور) به درد این میخورم که بشینم چار تا سایت معرفی کنم و بدوم دنبال چار تا نظر.روزنویسی یعنی تو بدنبال مشترک و نظر و این چیزا نباشی که کار سختیه حقیقتن.
در کل به نظرم وبلاگ نویسی چند تا مرحله داره.اولاش یه نوع روزنوشت و در واقع ** شعر مینویسیم و بعد به یه موضوعی علاقه مند میشیم و بعدش باز به روزنوشت نویسی میرسیم و البته با قدرت و توان بیشتر.
در این بین افرادی هستن که از پس هر دو بر میان و واقعن رسمن بهشون حسودیم میشه.مثه مهران،حامد و خیلیای دیگه که فقط خودشونن ولی آدم رو به خوندن نوشته هاشون ترغیب میکنن.





















