back to home

اینایی که تو وبشون مینوشتن «لذت خوندن کافه پیانو» رو مزه مزه میکنن، فهمیدن چه چیز کلفتی تو دهنشون بوده و خبر نداشتن.

یک سال پیش،چنین روزی در (مثلن) بزرگترین پاساژ موبایل شیراز:

-سلام آقا،ببخشین شما بلدین روی آیفون رینگتون بریزید؟

-بله حتمن.کارتتونو بدین تا یه ۲۰۰ تا رینگتون براتون درجا بریزم.

-آقا گفتم آیفون…آیفون که کارت مموری نداره.

-اِ؟ مگه میشه؟ حتمن تو نمیدونی..بدش تا برات پیداش کنم.

آیفون‌دار گرامی پشیمون شده و به مغازه‌های دیگه رجوع میکند.در مغازه بعدی؛صاحب آیفون خر شده و گوشی ِ وی برای اولین بار معنی تجاوز را میفهمد.

و اینطور بود که او،خر شد و آن‌را فروخت.

هوم…

۲۲/۰۴/۸۸

حالا انصافن این چیز و شعرایی که در هر زمینه مینویسیم چی‌ن که گوگل بخواد ترجمه‌شون هم کنه…

خسته‌ام…

۱۷/۰۴/۸۸

خسته‌ام از این کشور.از کشوری که توی فیلماش پرویزها و خسروها بَدَن و احمدها و حسن‌ها خوب.خسته‌ا‌م ازینکه توی کشورم،برای خاکی که شنبه اومده،۴روز بعد رو که به روز دانشجو میرسه رو تعطیل میکنن.خسته‌ام از مردم،از مردمی که برای مخالفت با هاشمی به کس دیگری رای میدن.خسته‌ا‌م ازینکه هیچ چیمون عین آدم نیست.

خسته‌ام.

-‌ به میرحسین موسوی رای دادم؛ولی واقعن کاش سر به تنش نباشه،اختشاشگر* بدبخت.

- به مهدی کروبی رای دادم؛ولی واقعن گور بابای خودشو اون نن‌جونش.وابسته به «ووآ»س* این بشر.

- به میرحسین موسوی رای دادم،ولی واقعن دول ِ هرچی کشور عربیه توش.

- به مهدی کروبی رای دادم ولی باید بگم که شاشیدم به اون سیصدهزار نفری که به تو رای دادن.

*ایشون همون نویسنده ایرنا هستن.

*منظور شبکه صدای آمریکا (VOA)ه که تلفظ‌ش توسط خبرنگار به درستی به طرف داده نمیشه.

من واقعن شرمندم؛از مملکتی که تو کارتوناش موشا و سوسکا هم روسری میزنن چه انتظارات بی‌جایی دارین :|