back to home

نوشتن آی‌تی خیلی کار جالب و مفرحیه تو ۱ ماه یا سال اول،ولی بعد از یه مدت به این نتیجه میرسی که همه کارایی که واسه این موضوع کردی بی‌فایده بودن.یعنی اون وب نحسی که داری/فوق فوق‌ش یه فیدخون‌ه که ترجمشون هم میکنه.

میفهمی که توی کل نوشته‌هات تنها چیزی که نشون داده تو هم آدمی یه اسمایلی وینک بوده و یه‌هو احساس پوچی شدید بت دست میده.دیگه زده میشی و آی‌تی رو ول میکنی و میچسبی به اینکه تو وبت بگی «من یه آدمم» نه یه برنامه ترجمه.

مینویسی و مینویسی و بعد از یه مدتی میبینی داره وبت میگیره.بعد میبینی بازم افت میکنه  تا اینکه دوباره میری تو آی‌تی نویسی.باز همون حس اول بت دست میده و میفهمی که نه همون قبلی بهتر بود.باز یه یکی دوتا پست میزنی و میبینی که همه مملکت دنبال لینک دانلود گوگل کرومن تو وبت.

ول میکنی و میگی که گور بابای وب اصن.بعد به یه استدلالی میرسی که بت میگه گور بابای بقیه چیزا،خودم که مهمترم . و اینجاس که دیگه رسمن برای خودت مینویسی و نه برای هییچکس و هیچ چیز دیگه ای.

پ.ن:فکر میکنم به مرحله آخری‌ای که گفتم رسیدم الان و فکر میکنم مرحله‌های دیگه هم هستن.

Gravatar
محمد ۲۸٫۰۱٫۸۸ | ۲۰:۳۴

من هم این مراحل رو بطور خلاصه طی کردم / الان فقط واسه خودم مینویسم و فقط وبلاگ هایی رو میخونم که مث من مینویسن

Gravatar
مهدی رادی ۲۹٫۰۱٫۸۸ | ۱۴:۱۹

من هم همین حس رو دارم
هر وقت خاصی خود کشی کنی ،خبر کن با هم بکنیم :دی

Gravatar
علیرضا ۰۲٫۰۲٫۸۸ | ۱۹:۰۸

چه عجبی ! بلاخره به تکامل رسیدی !
چقدر بهت گفتم برای خودت بنویس …

یک نظر بدهید: