انقدر خستم که حتی حال ندارم سر یه سایت های مورد علاقم بزنم.انقدر خستم که وقتی میام خونه عالم و آدم رو نفرین میکنم.انقدر خستم که دارم میمیرم.
حوصله تولید محتوا هم که تموم شده…یه چند روزی شاید آپ نکنم.شایدم بکنم.خودم هم موندم.
انقدر دوستدارم یک کتابی رو بخونم؛ولی نمیشه.واسه این کار مادر به خطا…کم مونده میله پرچمو بکنن تواونجامون/عادت میکنیم البته.
طی چند روزه گذشته فهمیدم که اگه وردپرس نبود؛عمرن اگه میومدم نت.
سرعت اینترنت دایال رو هم که قربونش برم؛اگه ای دی اس ال نبود کار و کاسبیمون (وبلاگ نویسی!) تعطیل بودا.
کتاب هم بیوطن رو خوندم که نوشته یک سمپادیه؛انصافن این آقا ریده به هر چی کتابه،خدا خیرش بده؛کلی خندیدم.
از هر دری گفتم.چه پست مزخرفی!
کامنت آف!










